ایلیاایلیا، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره

ایلیا

فدای اون خنده هات بشم

1391/5/4 16:32
نویسنده : مامان ایلیا.
295 بازدید
اشتراک گذاری

پسر گلم الان خیلی آروم توی گهواره ات خوابیدی.هنوز هم توی گهواره کنار تخت مامان و بابا می خوابی. تا چند وقت دیگه که بخوای توی تختت بخوابی باید دکور اتاق رو کامل عوض کنم و تخت تو رو بیارم توی اتاق خودمون.

راستی این دومین سالی هست که تو ماه رمضان تو با ما هستی.البته با وقتی که توی شکم مامانی بودی میشه 3 سال.و الان سه ساله که من نمی تونم روزه بگیرم.آخه هنوز هم به تو شیر میدم و روز به روز دارم ضعیف تر میشم.

مامان جون وقتی اومده بود شیراز پیشمون مربای آلبالو واسمون درست کرد و تو هم وقتی در یخچال رو باز میکنم میگی آبالو .لبت رو غنچه میکنی و منم ذوق میکنم.

لثه های پایینت هم خیلی زیاد متورم شده و دیشب هم خیلی بی خواب شده بودی.فکر کنم به خاطر دندونات باشه.ساعت 5 صبح بود که از سر ناچاری تلویزیون رو روشن کردم و گذاشتم شبکه براعم. موجودات زمین و آسمان و دریا رو نشون میدادکه همگی می خواستند بخوابند.وقتی گنجشک رو نشون میداد میگفتی  گوجی به دریا که میرسید میگفتی آب.البته قبلا به آب فقط میگفتی آاما الان کامل میگی.منم با چشم پر از خواب هر چیزی که تو میگفتی رو تکرار میکردم.تا اینکه خوابم برده بود و وقتی بیدار شدم دیدم تو هم خوابی و تو رو بردم توی گهواره ات خوابوندم و برای اولین بار تا ساعت 11صبح خوابیدیم.

امروز نزدیک ظهر داشتم تلفنی با عمه طیبه صحبت میکردم تو هم توی اتاق بودی.به عمه گفتم عجیبه ایلیا توی اتاقه و صدا هم نمیده نمی دونم داره چی کار میکنه.بعد با خودم گفتم توی اتاق که چیزی نیست که خطر داشته باشه تلفن رو که قطع کردم وااااااااااااااااااااای بذار عکسش رو بذارم خودتم ببین با رژلب من چی کار کردی

ایلیا

ایلیا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

ilijoon
5 مرداد 91 17:18
فدات بشم عسلم كه انقده شيرين حرف ميزني


خدانکنه خاله جون.
ilijoon
5 مرداد 91 17:19

بيچاره رژ لب


خاله جون کاش بودی قیافه مامانو میدیدی وقتی بهترین رژلبش رو خراب کردم
ilijoon
5 مرداد 91 17:19
خاله نیکا
6 مرداد 91 15:51
ایلیا جون خیلی دلم واست تنگ شده


منم دوست دارم خاله نیکاخیلی زیاد
خاله نیلوفر
6 مرداد 91 20:59
الهی من فدای آبالوگفتنت.پشت تلفن که شنیدم غش کردم


اگه بقیه حرفاشو بشنوی چی میگی؟بیا دیگه خاله جون
شیرین
6 مرداد 91 23:09
وای مردم از خنده با این عکسه..از دست این بچه ها!درکت میکنم آرتینم اگه رژلب ببینه دیگه صداش در نمیاد


سلام دخترخاله.یه عالمه پنبه و شیر پاک کن استفاده کردم که پاک شده.نمی دونی چه حالی شده بودم
متین مامی ایلیا
8 مرداد 91 1:32
عزییییییییییییییییییییییییییییییزم دیگه جدی جدی مرد شدیا خوشملم
یه عالمه دوست دااااااااااااااااااااااااااااااااارم


مرسی خاله جون منم دوست دارم
ilijoon
9 مرداد 91 10:41
مامان ایلیا کاکل زری
10 مرداد 91 14:42
وایییییییییییییی چه بامزه شده ووروجک ای بلا چیکار کردی باخودت


وروجک فقط مامانشو اذیت میکنه خیلی شیطون شده
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ایلیا می باشد